X
تبلیغات
رشکوئیه ، دیروز ، امروز ، فردا

با خبر شدم که این بار قرعه به نام یکی از پیرغلام های امام حسین ع و در ضمن یکی از پیرمردهای خوب و باصفای رشکو، مرحوم حاج غلامرضا زارع مصطفی، افتاده و از جمع رشکوئی ها به سرای رحمت الهی رفته. راستش خیلی ناراحت شدم. انسان آرام و باصفایی بود. شاید بتونم بگم  کمتر پیرمردی رو مثل او، آرام و باصفا و در عین حال با نزاکت و مرتب دیدم. این اواخر، یعنی سال گذشته که ایران بودم زیاد با او صحبت می کردم. حافظه عجیبی داشت. از تاریخ رشکو گفتنی زیاد داشت. از او زیاد شنیدم. از مردم رشکو و از آداب و رسوم اهالی رشکوئیه. خدایش رحمت کناد. 

نکته ای که نباید فراموش کنیم اینه که با رفتن این پیرمردهای باصفای رشکو، دیگه از او رونق و صفای صمیمیت روستامون هم داره کم می شه. کاش بشه قدرشون رو بدونیم. بیشتر کنارشون بنشینیم. از گذشته برامون بگن. از فرهنگ و آداب و رسوم محلی.  

اشتباه بزرگی است و بدان روزی پی خواهیم برد که به نسل گذشته خودمان کم اهمیت هستیم. عصر نوین خودمان را برترا ز گذشته می دانیم. 

من عاشق شنیدن رازهای پنهان زندگی آرام و با صفای گذشتگان به دور از آلودگی های زندگی امروزی هستم. زندگی شهری، ماشینی یا همان آهنی، که با طبیعت آدمی همخوانی چندانی ندارد. 

قدر پدربزرگهامون رو بدونیم. کنارشون بنشینیم. برامون بگن و ما گوش کنیم. باور کنید صفایی داره. اگه توفیقی شد سعی کنید از دستش ندید. گذشته حرفهای زیادی برای ما داره.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۴/۲/۱۳۸۸ساعت ۰۷:۴۰ توسط جلال رشکوئیه نظر(0)