X
تبلیغات
رشکوئیه ، دیروز ، امروز ، فردا

سلام به همه همشهری های رشکویی عزیز. دو سه ماهی است که سخت مشغولم و وقت نکردم که حتی یک مطلب بنویسم. امروز فرصتی شد تا شما رو به یاد بازی های قدیمی بیندازم. بازی هایی که هیچ وقت فراموش نخواهند شد. اونهایی که هم محله من بودند کنار حموم رشکو حتما یادشون هست که هفت سنگ و وسطی و خطی بازی کردن چه حالی داشت.    

خطیک. اسم رشکوئیش خطیک بود که بهش دوز هم می گن. چهار تایی و دوازده تایی و بیست و چهارتایی. بازی خطیک کار هر کسی نبود و برخی مهارت خاصی داشتند. در شیشه های نوشابه، ته سیکار، تیکه های چوب و یا سنگ مهره هایی بود که هنگام بازی استفاده می شد. صفحه بازی هم یا پشت کارتون های شیرینی بود یا زمین سیمان و صاف مثل سکوهای کنار مسجد پایین و جلوی بانک.

 

  

هفت سنگ. معمولا تیکه های موزایئک هفت سنگ ما رو تشکیل می داد. توپ پلاستیکی که اگر وضعمون خوب بود دو تا می خردیدیم تا دو لایه باشه و دیرتر پاره بشه. 

 

 

وسطیک . یا همون وسطی بازی که دو تیم یکی در وسط و تیم دیگری دو طرف می ایستادند. اگر وسطی ها موفق می شدند که توپ رو بگیرند می گفتیم که بال گرفتند و جان تازه ای می گرفتند تا دیرتر بازی حذف بشوند. 

قول بازی یا همان یک قل دو قل. راستی یاد بازی قولبازی هم بخیر. دخترها بیشتر دوست داشتند که پنج تایی بازی کنند. بازی پنج تایی هم کار هر کسی نبود که بازی کنه. چون مراحل مختلفی داشت. یکی و دوتا و سه تا و چهار تا و پنج تا و بعدش وارد مرحله اصلی می شد. دیواری، بشکن و نشکن و چکلی و جارویی و سوراخ باز و  بسته و خیلی مراحل دیگه.   

 

ما قول بازی پسرها و مردها متفاوت بود. پنج تا سنگ کافی نبود. هر نفر از بازیکنان می بایست تعداد مشخصی سنگ رو برای بازی پیدا کنه. اگه عده بازی کنان خیلی می شد شاید به سی قل هم می رسید. هر قل هم سه تا بود و بعضی وقت ها حدود یکصد عدد سنگ قل های بازی رو تشکیل می داد  فقط قسمت سخت کار تست هایی بود که تیم برنده پشت دست بازنده ها می کوبیند و دست طرف رو کباب می کردند. 

یاد بازی های ساده و زندگی روستایی بخیر. کاش دوباره برگردیم به همون زندگی ساده روستایی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۵/۱۱/۱۳۸۹ساعت ۱۰:۳۹ توسط جلال رشکوئیه نظر(4)