X
تبلیغات
رشکوئیه ، دیروز ، امروز ، فردا

یکی دو ماه از آغاز مدارس می گذرد. وبلاگ نویسها ظاهرا وقت کافی برای آب دیت کردن وبلاگ خود ندارند. شاید هم خبر خاصی نیست که نیاز به ثبت آن در وبلاگ باشد.  البته گرچه خودم هم با آغاز دوره تحصیلی جدید روبرو هستم و مشغله زیادی دارم، اما از بازشدن صفحات تکراری وبلاگ های رشکویی خسته شدم.  

شاید راز خسته شدن همان حس میهن پرستی و حس رابطه عمیق با زادگاه باشد. الان که هزاران کیلومتر از آن دور هستم، خیلی دوست دارم تا از طریق پی گیری خبرها به خصوص از طریق وبلاگ و وبلاگ نویس های محترم هر از چند گاهی خودم را در کنار روستا و روستائیان ببینم. دوست دارم وبلاگ نویس ها چیزی بیش از خبرها بنویسند. روستایمان چیزهای نوشتنی زیاد دارد. از فرهنگ و اداب و رسوم و هر چیز دیگر. شیرینی آن شاید نه الان و نه در رشکوئیه بلکه بعدها و برای کسانی که آرزوی آمدن و قدم زدن در رشکوئیه را دارند دو چندان است. 

پس وبلاگ نویسان محترم رشکوئی. بیشتر بنویسید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۹/۸/۱۳۸۸ساعت ۰۵:۱۶ توسط جلال رشکوئیه نظر(0)

نمی دانم تاکنون زولبیای تلخ خورده اید یا نه. دوستی می گفت: ده ساله بودم که یکی از اهالی رشکوئیه جعبه زولبیایی به من داد تا بین دو نماز به نمازگزاران بدهم. بعد از نماز اول جعبه را برداشتم و بین صفها می رفتم. صف اول، دوم، سوم... جعبه با برکتی بود. البته همه جعبه های زولبیا  ماه رمضان بابرکت می شوند. صف های آخر نماز یک آقایی نشسته بود. مغرور.  او دست مرا گرفت و گفت: جعبه را جلوی من زمین بگذار. او شاید بیست سال از من بزرگتر بود. چند کلاسی درس هم خوانده بود. ناراحت شده بود چرا من او را مانند همه مردم یکسان دیده بودم. جعبه را محکم از دست من کشید و جلوی خودش گذاشت و گفت: بی ادب! . جعبه را گذاشتم و زولبیایی که دستم بود را داخل دهانم گذاشتم. تلخ تلخ تلخ.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۲/۶/۱۳۸۸ساعت ۰۰:۰۴ توسط جلال رشکوئیه نظر(1)

ثبت قلعه رشکوئیه در فهرست اثار ملی اتفاق خوشی است که مدت ها در انتظار آن بودیم. اکنون که بیش از دویست سال از زمان ساخت این بنای عظیم می گذرد هنوز هم شکوه و عظمت این بنا به جای خود باقی است. نگاه عمیق به زندگی گذشتگان و بررسی شرایط سخت و شیرین آنها نکات مهمی را به انسان می آموزد. امیدواریم که مسئولین در حفظ و نگهداری این بناها کوشا باشند و اقدام موثری انجام دهند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۸/۵/۱۳۸۸ساعت ۱۴:۵۶ توسط جلال رشکوئیه نظر(0)

 انالله و انا الیه راجعون 

---------------------------------------------

با خبر شدم که همسر جناب آقای سردار حسین دهقانپور در جوار خانه الهی ندای حق را لبیک گفته و به جوار الهی پر کشیده است. بدینوسیله این ضایعه را خدمت جناب سردار و فرزندان ایشان تسلیت عرض می کنم و برای آن مرحومه آرامش و بهره مندی از رحمت و مغفرت الهی خواهانم. 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۸/۵/۱۳۸۸ساعت ۱۴:۴۹ توسط جلال رشکوئیه نظر(0)

امروز سی و یکم تیرماه 88 در شهر ووهان چین شاهد طولانی ترین خورشید گرفتگی قرن بودیم. گفتم شاید برای شما دوستان رشکویی که ساعت 9 و 30 دقیقه صبح به وقت چین، در رشکوئیه بودید و توفیق دیدن این منظره زیبا را نداشتید جالب باشد که خبر آن را از یک همشهری بشنوید. 

شهر ووهان در مرکز چین واقع شده و یکی از بهترین مناطقی بود که می شد این اتفاق نادر را رصد نمود. از این رو ساعات اولیه صبح مردم به خیابانها آمدند و لحظه به لحظه به همراه منجمان حرفه ای این رویداد را پی گیری می کردند. تفاوت این خورشید گرفتگی در این بود که به مدت پنج دقیقه شهر تاریک شد و ما یک شب دیگر را در ساعت نه و نیم صبح به وقت چین تجربه کردیم.  نکته دیگر  اینکه خورشید از سمت شرق غروب کرد و از سمت غرب طلوع نمود. در واقع سایه ماه از سمت غرب وارد شهر شد و از سمت شرق خارج شد که انصافا زیبا و هیچان انگیز بود. البته به دلیل رودخانه های زیاد در مناطقی که سایه ماه از آن عبور می کرد، آسمان برخی مناطق ابری بود که کار رصد کردن را با مشکلاتی مواجه می کرد. به همین دلیل برخی سوار بر هواپیما و بر فراز ابرها این پدیده را رصد نمودند. البته لحظه های منتهی به خورشید گرفتگی کامل ابرهای اطراف خورشید کمتر شدند و خوشبختانه مردم از دیدن این لحظه زیبا که ناگهان شهر تاریک شد، باز نماندند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۳۱/۴/۱۳۸۸ساعت ۱۱:۵۵ توسط جلال رشکوئیه نظر(1)